Sunday, November 02, 2014
مصرف گرایی، بهره وری و باقی چیزها
مصرف گرایی، بهره وری و باقی چیزها

بدجور مصرف‌گرا شده‌ايم، بستر رودخانه‌ها و كوهها را مي‌كَنيم تا سنگ استخراج كنيم براي نماي ساختمان‌هايمان، انواع و اقسام نماهاي جورواجور و رنك‌وارنگ؛ آنوقت بعد از بيست سال خرابش مي‌كنيم. آنهمه مصالح ساختماني را خراب مي‌كنيم تا از نو بسازيم كه چه بشود؟ كه سود ببريم چون در ساخت و ساز پول هست.
بهره‌وري پايين صرفاً مربوط نميشه به ساعت مفيد كاري كم كه مثلا از هشت ساعت فقط بيست دقيقه است، بلكه كم بودن عمر مفيد ساختمان‌ها و خراب كردن اينهمه مصالح و وقت و هنر و كار (شامل نماي ساختمان، در و پنجره، كمدها، كف پاركت يا سراميك يا سنگ داخل واحدها، كمدها و كتابخانه‌هاي چوبي ساخته‌شده براي داخل واحد و . . .) وقتي هنوز كاملاً كاربردي هستند، هم اتلاف منابع محسوب می شود.
در وسائل مصرفي هم همينطوره، شده‌ايم مصرف‌كننده صرف. مي‌خواهيم براي خانه‌مان پرده بخريم؟ بايد سه يا چهار لايه پارچه جورواجور مصرف كنيم تا دوتا پنجره فسقلي يك خانه 100-150 متري يا شايد حتي كوچكتر را پرده بزنيم. يكي پشت‌دري، يكي پرده تور براي قشنگي، يك يا دو لايه ديگر رويش براي «دكوري»، همه‌اش هم فقط براي اينكه زيبا باشد، آن‌وقت از پشت پنجره و از توي خيابان چه مي‌بينيم؟ «پشت دري» يعني يك ملحفه سفيد بدون چين زشت پشت پنجره‌هاست، اما ما يك عالمه خرج كرده‌ايم كه فقط «داخل» خانه زيبا باشد. همه هم مي‌گويند، داخل خانه مهم است، پشت پنجره كه اهميتي ندارد. اما من متوجه نمي‌شوم، اگر پشت پنجره و نماي ساختمان اهميتي ندارد، پس چرا اينهمه خرج نماي ساختمان مي‌كنيم؟ با انواع و اقسام سنگ‌ها ونماهاي تركيبي چوب و سنگ و با حدود نه تا دوازده ماه، سر همسايگان را بُردن با ريز ريز بريدن اين سنگها براي كاربرد در نما! البته احتمالا دليلش اين‌است كه خانه خوب فروش برود، بعدش ديگر مهم نيست، يك پارچه ملحفه‌اي بدتركيب مي‌زنيم در كنار آنهمه سنگي كه با مرارت بريده شده و كار شده! يعني اينهمه خرج نما و پرده مي‌كنيم، در نهايت نماي ساختمان‌مان را زشت مي‌كنيم! اين هم نوعي از بهره‌وري پايين در استفاده از منابع!
نوع ديگر مصرف‌گرايي ديگر در لوازم الكترونيك است: سالي يك‌بار و بعضي‌هايمان سالي چندبار گوشي موبايل عوض مي‌كنيم بدون اينكه موقع خريد، درست نيازهايمان را بشناسيم و مطابق نيازهايمان خريد كنيم تا مجبور نشويم كه براي يك نياز ديگر، گوشي‌مان را بعد از دو ماه عوض كنيم؛ حتي از نصف امكانات گوشي استفاده نكرده دنبال مدل جديدتر مي‌رويم. باز بهره‌وري پايين در استفاده از منابع!
نوع ديگر مصرف‌گرايي در پوشاك است: بايد هر زمستان مثلا پنج تا پالتو جديد داشته باشيم فقط بخاطر اينكه هربار كه با دوستانمان بيرون مي‌رويم، يك مدل جديد تنمان باشد. واقعاً جاهاي ديگر دنيا هم مردم عادي (بجز سلبريتي‌ها) اينقدر خرج انواع و اقسام لوازم مثل گوشي و لباس و اينها مي‌كنند؟ يا پالتويشان يكي يا نهايت دوتاست و آن(ها) را مي‌پوشند تا خراب شود؟
كت و شلواري كه سركار مي‌پوشند، در قرارها و خريدهاي بيرون از خانه هم مي‌پوشند. ايران هم كه مي‌آيند، مهماني كه مي‌خواهند بروند با همان كت و شلوار مي‌روند (حتي خانم‌ها). نهايتاً بلوز زيرش را عوض مي‌كنند. آنوقت ما اينجا مي‌نشينيم و درمورد شيك‌پوش بودن يا نبودن مردم اقصي نقاط جهان تز و نظر مي دهيم. خوبه حالا ما در مهد سرمايه‌داري زندگي نمي‌كنيم يا شايد هم مي‌كنيم و من خبر ندارم.
براي همين است كه تعريف رفاه از نظر ما مي‌شود با ماشين شاسي‌بلند تا بانك سركوچه رفتن و ماشين را دوبله و سوبله پارك كردن و تحقير آن اروپانشيني كه ماشين ندارد ولي حمل و نقلش چه داخل شهر چه بين‌شهري و چه حتي بين كشورها، بسيار راحت و ايمن و حتي درمواردي ارزانتر از ماست.
رفاه از نظر ما مي‌شود روشن كردن شوفاژ در هواي 20 درجه سانتيگراد و تحقير آن اروپانشيني كه در هواي پاك تنفس مي‌كند، بسياري از فعاليت‌هاي روزمره را در هواي آزاد ولو سرد انجام مي‌دهد و از ما هم سالمتر است.
مصرف‌گرايي، چشم و هم‌چشمي، سرگرم كردن خود به خريد و استفاده از لوازم غيرضرور و بدتر از همه، معادل پنداشتن اينها با رفاه و چشم پوشيدن از حقوق اوليه انساني مثل حق تنفس در هواي پاك، حق استفاده از طبيعت، حق آزادي عقيده و بيان و . . .، آفت جامعه ماست.
پي‌نوشت: زمان زيادي براي نوشتن و ويرايش متن نگذاشته‌ام و متن يك متن وبلاگي است كه نشان‌دهنده تفكراتم در مواجهه با اين مثال‌هاي روزمره در يكي دو روز است كه باعث شد همه را دركنار هم ببينم. قطعا یک مقاله استدلالی نیست.

Labels: , , ,

Monday, April 07, 2014
تعیین سطح درآمد خانوار


فرم ثبت نام دریافت یارانه که منتشر شده در حد یک صفحه است و فقط نوع خانوار، تعداد اعضای خانوار و مجموع درآمدهای اونها رو پرسیده، همین. یعنی باز هیچ توجهی به سایر فاکتورهای درآمدی و همینطور هزینه ها نکرده. مثلا داره میپرسه که آیا مالک واحد مسکونی هستید؟ اونوقت نمیپرسه که برای این واحد مسکونی چقدر قسط میدید. کسی که داره قسط میده برای خونه اش تقریبا سطح درآمدیش مشابه کسی است که داره اجاره میده.
هزینه های خانوار هم که باز ازش غفلت شده، بخصوص هزینه هایی مثل هزینه های درمان که واقعا کمرشکن هستند و در نبود سیستم بیمه درمانی درست و حسابی به قول خود مسئولین دولتی، هزینه های درمان خیلی از خانوارها رو زیر خط فقر میبرد.  این مشکل دقیقا در زمان فرمهای قبلی دریافت اطلاعات اقتصادی خانوار بود و بهش اشاره کرده بودم.
حالا باز فقط در مورد درآمد میپرسه و کسانی که بیشتر درآمدشون و حتی بیشتر از اون، خرج درمان میشه رو مساوی کسانی در نظر میگیره که چنین هزینه هایی ندارند.
نکته بعدی بحث پایدار بودن درآمدهای خانوار هست. یکی هست که کارمند دولته و حقوق و پاداش ثابت داره و بعدش هم حقوق ثابت بازنشستگی.
یکی هست که قرارداد یکساله داره و بعدش مشخص نیست که کار داشته باشه یا نه.
یکی هست که کسب و کاری داره و فعلا وضعش بد نیست ولی بعد بخاطر عدم ثبات اقتصادی کشور، ریسک های موجود در کار و . . .، کل سرمایه اش و حتی زندگیش نابود میشه.
یکی دیگه هست برای خودش کار میکنه و بیمه نیست، یعنی الان ممکنه درآمد نسبتا خوبی داشته باشه ولی آیا سطح زندگی این فرد که حقوق بازنسشتگی نخواهد داشت، مانند کسی است که خیالش از بابت بازنشستگیش راحته؟ یا نه این فرد باید سرمایه گذاریهایی در قالب ملک یا سپرده بانکی داشته باشه که پس فردا که نتونست کار کنه، لنگ نمونه؟ خب اگر چنین دارایی هایی داشته باشه، میشه جز کسانی که درآمد و دارایی بالاتر دارند و یارانه بهش تعلق نمیگیره. درصورتی که کسی که بیمه هست، خیلی راحت تر میتونه برای تفریحات و سفر و اینها هزینه کنه چون کمتر نگران آینده اش هست و از این رو ممکنه دارایی های کمتری داشته باشه و با اینکه درآمد پایدارتری داره و بطورکلی سطح زندگیش بالاتره، مشمول یارانه قرار بگیره.
این مشکلات چطور در بقیه کشورهای دنیا حل شده؟ دو نکته اصلی در روش اونها وجود داره:
1-      دریافت اطلاعاتشون مقطعی نیست. یعنی فقط با وضعیت فعلی برای دریافت/عدم دریافت چند سال آینده کمکهای دولتی، تصمیم گیری نمیشه. ملاک اونها اظهارنامه مالیاتی هرسال است و طبق وضعیت مالی یک سال گذشته، فرد میتونه از کمک ها یا معافیت های مالیاتی دولتی برخوردار بشه. مثلا اگر کسی یک سال ضرر کرده باشه در کارش، تا چند سال که ضررش جبران بشه، میتونه مشمول معافیت ها یا کمک های دولتی قرار بگیره.
2-      نکته مهم دیگه در نظر گرفتن هزینه ها در کنار درآمدهاست. مسلما خانواده ها با درآمدهای یکسان، هزینه های برابر و درنتیجه سطح زندگی یکسان ندارند. این خیلی نکته مهمیه که باز هم بعد از چندسال در طراحی مجدد فرمهای دریافت اطلاعات اقتصادی خانوارها بهش توجه نشده. هزینه های مهمی مثل تحصیل، بهداشت، درمان، دعاوی، بازسازی ساختمان، تصادفات، دیه و . . . که هرکدوم از این موارد خودشون میتونن هزینه های بسیار زیاد و بعضا کمرشکنی رو به خانواده ها تحمیل کنند بدون اینکه حمایتهای کاملی (اعم از بیمه، خدمات دولتی و . . .) برایشان وجود داشته باشد.
بعد از گذشت حدود 6 سال از طرح قبلی دریافت اطلاعات اقتصادی خانوار و با وجود پیشرفت هایی در زمینه مکانیزه کردن و ایجاد پایگاه های داده اطلاعات مالی و اقتصادی افراد و نیز با وجود همه صحبتهایی که در مورد چک کردن حساب بانکی و تعداد ماشین های خانوار و . . . شد، فرم طراحی شده دارای همان اشکالات اساسی فرم قبلی است و هیچ پیشرفتی در آن مشاهده نمی شود. 
به شخصه امیدوار بودم این بار، روش دقیق تر و همه جانبه نگرتری رو برای مشخص کردن سطح زندگی خانوارها شاهد باشم.

Labels: , ,

Friday, November 01, 2013
مبنای حذف سه دهک پردرآمد جامعه


باز به بهانه حذف سه دهک بالای جامعه از لیست یارانه بگیرها، بحث شناسایی پردرآمدها و روشهای مختلف آن از جمله رجوع به حساب بانکی و مالیاتی و . . . اونها مطرح شده. جدای از این بحث که این روشها چقدر در کشور ما صحت دارند و غیرقابل دور زدن هستند؛ می خواستم بپردازم به نکته ای که باز این وسط مغفول مونده:     درنظر نگرفتن هزینه­ های خانواده­ ها. اومدم چیزی بنویسم در این زمینه، یادم اومد 4 سال پیش در زمان جمع­ آوری اطلاعات اقتصادی خانوارها چنین مطلبی رو نوشته بودم. الان هم بخواهم بنویسم چیزی شبیه همان خواهد شد، بنابرین قسمت اصلی و مرتبط مطلب رو اینجا کپی می کنم:

«یکی از مهمترین و بنظر من اصلی ترین مشکل این طرح، تاکید فقط بر روی درآمد خانوار است، پس هزینه چه می شود؟ آیا فرض شده که هزینه برای هر فرد یکسان است؟
بطور مثال فرض میکنیم شخصی درآمد ماهیانه یک میلیون تومان دارد، دو فرزند دانشجو دارد هر دو دانشجوی دانشگاه دولتی. در مقابل فرد دیگری است با همین میزان درآمد، اما دارای دو فرزند دانشجوی دانشگاه آزاد. فرض بگیریم سایر شرایط زندگی و خانواده یکسان باشد. آیا این دو خانواده وضع اقتصادی یکسانی دارند و به قول آقایان در یک خوشه قرار میگیرند؟ نحوه جمع آوری اطلاعات خانوار بصورت جاری که تنها بر مبنای داراییها و درآمدها و بدون هیچ اشاره ای به هزینه هاست، این دو خانواده را در یک گروه قرار میدهد.
یا اصلا یک مثال مهمتر، باز فرض کنید دو خانواده با شرایط یکسان و درآمد یکسان. فرض کنید در یکی از دو خانواده یک از اعضای خانواده بیمار است، هزینه های داروهای خارجی و آزمایشات گران و دکتر متخصص گران و اگر لازم باشد که این فرد هر چند ماه یکبار در بیمارستان بستری شود و تحت مراقبتها یا اقدامات درمانی ویژه قرار گیرد که دیگر هیچ. آیا بیمه های کشور تمام هزینه های بیماریها را پوشش میدهند که اینگونه در طرح جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوار چنین نکات مهمی مغفول می ماند؟

جالب است که آقایان تمام مدت هم طرح را با سایر کشورها مقایسه میکنند و میگویند که آنها هم تمام اطلاعات اقنصادی افراد را جمع آوری میکنند، بله صحیح است و در تمام کشورهای پیشرفته دنیا به روشهای مختلف تمام اطلاعات اقتصادی افراد نزد دولت قرار دارد و شهروندان بر مبنای آنها مالیات داده یا از کمکهای اقتصادی برخوردار میشوند، اما بر مبنای تمام اطلاعات اقتصادی یعنی هم درآمدها و هم هزینه ها«.

Labels: ,

Tuesday, December 14, 2010
تغییر در فضای کسب و کار رستوران های تهران
تغییر در فضای کسب و کار رستوران های تهران

جالبه که بعد از مدتها، برخی رستوران های تهران دارن مدل کسب و کارشون رو تغییر میدن. نمونه اش نایب ساعی هست، که بعد از تبلیغ چند وقت پیشش در مورد سرو صبحانه، حالا یک بیلبورد زده: شب یلدا در نایب ساعی.
نمیدونم آیا تغییر در بازارش به وجود اومده یعنی مشتریانش کم شده یا اینها رو باید جرقه ای از خلاقیت دونست که بالاخره این رستوران رو که مدت هاست به یک شکل کار میکنه و حتی میشه گفت کیفیتش پایین اومده، میخواد متحول کنه و شکل جدید به کسب و کارش بده. البته به لحاظ جغرافیایی که نگاه کنیم، شاید باز شدن رستوران هانی پارسه در دور و بر اون و بخصوص استقبالی که از اون شده، باعث کم شدن مشتریانش و رو آوردن نایب ساعی به روشهای جدید جذب مشتری شده باشه. البته این احتمال در حالی تقویت میشه که بدونیم چند وقتیه (باز بعد از باز شدن هانی پارسه که بصورت بوفه هست)، نایب وزراء هم تبلیغ می کرد که بوفه راه اندازی کرده. من از رستورانهای دیگه خبر ندارم که آیا چنین تغییراتی رو در شیوه کارشون دادن یا نه، بنابرین نمیدونم این تغییرات بخاطر از دست دادن مشتری توی این محدوده از شهر هست یا یک اتفاق گسترده تر هست. بهرحال امیدوارم که این خلاقیتها و تغییرات ادامه پیدا کنه و بخصوص صبحانه در سایر رستورانها هم راه بیفته که واقعاً کمبود بزرگیه که تهران داره. آدم اگه صبح بدون صبحانه از خونه بزنه بیرون یا باید تا ظهر گشنه بمونه یا با یک شیرکاکائو و کیک توی یک بقالی، سر و ته قضیه رو هم بیاره!

Labels: , , ,

Friday, June 18, 2010
اسکناس پنجاه هزار تومنی
آقای رئیس بانک مرکزی فرموده اند: " اسکناس های 10 هزار تومانی از پایان خرداد به جریان افتاده و جایگزین چک پولهای 50 هزار تومانی خواهد شد.
رقم چک پولها خیلی زیاد است و نمی توان به یکباره آنها را جمع آوری کرد.
اگر ما مجوز انتشار اسکناس 50 هزار تومانی داشتیم بلافاصله و همزمان به میزان چاپ اسکناسها می توانستیم چک پولها را جمع کنیم.
"

من خیلی دلم میخواد بدونم که فرق اسکناس 50 هزارتومنی با اینهایی که الان به اسم چک پول 50 هزارتومنی در گردش هست چیه؟ اینها هم که الان دقیقا مثل اسکناس باهاشون رفتار میشه. یعنی فرق اسکناس با اینها چه خواهد بود که باید اینا رو جمع کنیم، جاش اسکناس 50 هزارتومنی بیاریم؟

Labels: ,

Sunday, December 07, 2008
حرف مفت باکلاس؟
وحید خط قرمز مثل خیلیهای دیگه معتقده که گرفتن کارمزد پرداخت قبوض تلفن همراه در بانکها موجب تشویق مردم به استفاده از خدمات بانکداری الکترونیک میشه و این کار، کار بسیار درستیه و کسانی رو که میگن این کار بدون تقویت و تثبیت زیرساختهای لازم فقط برای مردم باعث دردسر میشه رو به زدن "حرف مفت با کلاس" متهم میکنه.
جدای از این مسأله که آیا من با نظر او و سایر همسخنانش موافق هستم یا مخالف، یا اینکه اصلا این تصمیم واقعا به دلیل تشویق مردم به استفاده از خدمات بانکداری الکترونیکه یا فقط یک دعوا بین بانکهای دولتی و شرکت مخابراته که در نتیجه اون کارمزدی رو که شرکت مخابرات باید بپردازه رو انداخته گردن مشترک بیچاره؛ میخواستم یک نکته و بلکه یک نمونه از اینکه عدم وجود زیرساخت لازم برای استفاده از تکنولوژی جدید چه نتایجی به بار می آورد را ذکر کنم.
دو روز است که سیستم (سامانه) جدید معاملاتی بورس تهران شروع به کار کرده، با وجود اینکه از ماهها قبل در مورد این سیستم صحبت شده بود، اما خاموش کردن ناگهانی سیستم قبلی و راه اندازی سیستم جدید مشکلات زیادی را به بار آورده است. گویا کارگزاران با وجود آموزشهای قبلی سردرگم شده اند، همچنین دسترسی به اطلاعات بورس نه حتی لحظه ای بلکه در پایان روز نیز به سختی و بطور ناقص صورت میگیرد. سایت irbourse و سایر کارگزاریها که از این سایت ورودی میگرفتند، تعطیل شده اند، تنها سایت tsetmc است که قرار است با طراحی جدید خود گامی رو به جلو نسبت به متد قبلی باشد اما طراحی سردرگم، ظاهر ناشیانه و user friendle نبودن سایت باعث شده که کاربران آرزوی همان سایت قدیمی را داشته باشند. چون در این سایت نه شاخصها نشان داده میشوند، نه روند کلی بازار نه حتی درصد تغییر قیمتهای سهام.
همچنین سیستم جدید با وجود مزایای بسیار زیاد تئوریک که بر فعالین حرفه ای بازار پوشیده نیست، اما موجب کاهش چشمگیر حجم معاملات، بهم خوردن صفهای خرید و فروش و سردرگمی خریداران و فروشندگان به دلیل تغییر کارگزاران آنها شده است. سیستمی که قرار است جلوی سوءاستفاده کارگزاران و رعایت عدالت بیشتر بخصوص برای سهامداران جزء و کسانی که پارتی در کارگزاریها ندارند شود، در دو روز اول استفاده مانع از خرید و فروش آنها و احتمالا ضرر خیلی از این سهامداران جزء شده است، بطوریکه احتمالا خیلیها از طلا گشتن پشمیان شده اند و آرزوی مس شدن دارند!
در بسیاری از کشورهای جهان بورس سهام آن کشور، در حقیقت نبض اقتصاد آن کشور تلقی شده و بارها شده که دیدیم واکنش بورسهای کشورهای مختلف جهان نمایانگر اهمیت یک رویداد اقتصادی یا حتی سیاسی تلقی شده و رسانه ها و سیاستمداران و حتی مسؤلان اقتصادی کشورها از آن برای تخمین واکنش مردم به یک رویداد یا تصمیم استفاده کرده اند. اما در کشور ما این بازار مهم بازیچه راه اندازی یک سیستم جدید بدون تثبیت زیرساختهای لازم و از جمله آموزش دست اندرکاران آن سیستم قرار میگیرد و اجرای شتاب زده آن نشاندهنده اهمیت ندادن به کارکرد درست آن است بطوریکه بنظر میرسد حتی کمتر از راه اندازی یک سیستم جدید حضور و غیاب در یک شرکت متوسط به راه اندازی درست آن بها داده شده است. تازه قرار است بعد از دو روز بهم ریختگی معاملات بورس تهران روز دوشنبه سامانه جدید معاملات با حضور وزیر اقتصاد بطور رسمی افتتاح شود.

خدمت دوستانی که این لفظ "زیرساختهای لازم" را "حرف مفت با کلاس" میدانند، عرض میکنم که من فکر میکنم گرچه استفاده از روشهای جدید و تکنولوژی جدید بسیار مفید است اما عدم وجود "زیرساختهای لازم" در نهایت تنها باعث تحمیل هزینه (چه مالی، چه بصورت فرصت از دست رفته و چه زمانی) به مردم میشود و در حقیقت این مردم هستند که در هر حال باید هزینه های تست و راه اندازی یک سیستم جدید را بپردازند.
دوستان خارجه نشین، اگر فراموش کرده اید اینجا همه چی مثل اونجا پرفکت نیست، یک سر بیایید اینجا و یک دو هفته ای مشغول انجام یک سری کار اداری و بانکی شوید تا یادتان بیاید اوضاع از چه قرار است.
این هم از حرف مفت با کلاس ما!!!!

پی نوشت: در زمان نوشتن این پست صفحه سایت جدید irbourse راه اندازی شده، اما دو روز کاری شنبه و یکشنبه 16 و 17 آذرماه قابل دسترسی نبوده است. همچنین صفحه "آمار معاملات" در زمان نوشتن این پست هنوز حاوی اطلاعات معاملات روز نیست.

Labels: , ,

Sunday, November 30, 2008
اعتراض مردم ترکیه به اوضاع اقتصادی
مردم ترکیه، اتحادیه های کارگری و حتی دانشجویان در اعتراض به وضع بد اقتصادی که پیش بینی میشود در نتیجه آن تورم به نرخ 11.1 درصد برسد، تظاهرات کردند.
این خبر در رسانه های داخلی ما چگونه تفسیر میشود؟ اینگونه؟
کشور دوست و برادر ترکیه هم به دلیل در پیش گرفتن سیاستهای اقتصاد سرمایه داری نابود شد زیرا نرخ تورم به میزان وحشتناک 11.1 درصد میرسد!

Labels: ,

Tuesday, August 05, 2008
طرح جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوار
امشب بعد از دیدن قسمتی از گفتگوی زنده بخش خبری ساعت 22:30 درباره طرح جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوار، داشتم در مورد معایب فراوان و بعضا احمقانه این طرح فکر میکردم. گفتم یک چرخی در وبلاگهای اقتصادی بزنم، ببینم چیزی نوشته اند یا نه، دیدم نه خبری نیست.

یکی از مهمترین و بنظر من اصلی ترین مشکل این طرح، تاکید فقط بر روی درآمد خانوار است، پس هزینه چه می شود؟ آیا فرض شده که هزینه برای هر فرد یکسان است؟
بطور مثال فرض میکنیم شخصی درآمد ماهیانه یک میلیون تومان دارد، دو فرزند دانشجو دارد هر دو دانشجوی دانشگاه دولتی. در مقابل فرد دیگری است با همین میزان درآمد، اما دارای دو فرزند دانشجوی دانشگاه آزاد. فرض بگیریم سایر شرایط زندگی و خانواده یکسان باشد. آیا این دو خانواده وضع اقتصادی یکسانی دارند و به قول آقایان در یک خوشه قرار میگیرند؟ نحوه جمع آوری اطلاعات خانوار بصورت جاری که تنها بر مبنای داراییها و درآمدها و بدون هیچ اشاره ای به هزینه هاست، این دو خانواده را در یک گروه قرار میدهد.
یا اصلا یک مثال مهمتر، باز فرض کنید دو خانواده با شرایط یکسان و درآمد یکسان. فرض کنید در یکی از دو خانواده یک از اعضای خانواده بیمار است، هزینه های داروهای خارجی و آزمایشات گران و دکتر متخصص گران و اگر لازم باشد که این فرد هر چند ماه یکبار در بیمارستان بستری شود و تحت مراقبتها یا اقدامات درمانی ویژه قرار گیرد که دیگر هیچ. آیا بیمه های کشور تمام هزینه های بیماریها را پوشش میدهند که اینگونه در طرح جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوار چنین نکات مهمی مغفول می ماند؟

جالب است که آقایان تمام مدت هم طرح را با سایر کشورها مقایسه میکنند و میگویند که آنها هم تمام اطلاعات اقنصادی افراد را جمع آوری میکنند، بله صحیح است و در تمام کشورهای پیشرفته دنیا به روشهای مختلف تمام اطلاعات اقتصادی افراد نزد دولت قرار دارد و شهروندان بر مبنای آنها مالیات داده یا از کمکهای اقتصادی برخوردار میشوند، اما بر مبنای تمام اطلاعات اقتصادی یعنی هم درآمدها و هم هزینه ها.
اسم این طرح را باید بگذارند طرح جمع آوری اطلاعات داراییها و درآمدهای خانوار

نکات ریز دیگری هم وجود دارد. مثلا اینکه در ایران اگر فرزند بالای 18 سال خانواده با خانواده پدری خود زندگی میکند و درآمد دارد، لزوما درآمد خود را به خانه پدری نمی آورد و این نباید جزء درآمدهای خانواده حساب شود؛ بطور منطقی وی باید درآمدش را پس انداز کند برای زندگی آینده خودش.
یا بسیاری از افراد هستند که سرمایه های بزرگی دارند اما مثلا در خارج از کشور و اینجا در یک خانه اجاره ای زندگی میکنند، این افراد با این مشخصات احتمالا جزء دهکهای پایین جامعه محسوب میشوند، چون نه حساب بانکی پر و پیمانی اینجا دارند نه ملکی نه خانه ای و نه حتی درآمدی اینجا دارند، شاید مثلا یک حقوق بازنشستگی داشته باشند و تازه اجاره هم میدهند.
موردهای فراوانی از این دست میتوان یافت که نشان میدهد این نحوه جمع آوری اطلاعات نمیتواند گروههای هدف را به درستی شناسایی کند. در نتیجه در زمان حذف یارانه ها چه جریانات و مشکلاتی در جامعه پیش خواهد آمد، زمان به آقایان نشان خواهد داد.

Labels: ,